با خودمم!

با تولدت باورکن تو بازی خورشیدو ماه تو هم بازی هستی ،پس بزن که بریم!

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸ساعت ٥:٠۸ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

ساعت

بله بله بله

2:52 صبح هست

بله

بنده هم بیدار خواب آلودم

خیلی

نمی دونم چرا جمعه ی خنثایی رو پشت سر گذاشتم

شاید خستگی کار 5 شنبه بود

شاید

در هرصورت 1خبر جالب دارم

شکر خدا از وقتی اومدم بیرون

بیکار نموندم

پروژه ی ب ا ز   ا  ر منطقه نوزده

 شروع دوباره متن نویسی و تاییدیه دوتا از اون ها

پیشنهاد مریم از طرف میراث فرهنگی برا کرمانشاه

تازشم ا ت ن و گ  ر  ا  ف  ی

شکر

معبودم

شکر

ازینکه تنهام نذاشتیو نمیذاری

باید تلاشمو بیشتر کنم

 فردا هم کلی کار دارماااااااا

خدای من کمکم کن

راستی هفت بهمن سالگرد پیوند سمهراد بود

 بغلخداکنه درکنار هم سلامت و خوشبخت زندگی کنند

عزیزم

مامی جونم

حالا که بزرگتر شدم بیشتر حست می کنمو می فهممت

خدا کنه سالم و سرشار از زندگی باشی عزیز دلم

پدرجون

آرامشو براش می خوام و اینکه از زندگی لذت ببره و سخت نگیره بر خودش

بغل

عزیز دل من آگای منم که شکر کارش بهتره

اما نگران درسشم

دعا می کنم برا سلامتیش و موفقیتش

و دعا برای همه کسایی که تو این دنیا بابت هرچیزی زجر می کشن

آرامش رو برا همه می خوام

من برم لالا تا فردا بتونم به کارام برسم

شکر شکر شکرقلب

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/۱۱/۸ساعت ٢:٥۱ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٠/۱۱/٥ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

1.امان از

من ؟

امان از کی؟

مامان احساس تنهایی می کنه

ببین دنیا چطو داره می گذره

میگه دور از خواهرام سخته

دلم می لرزه

الهی قربونت برم مامی گلمبغل

می گه گلی که مشغول خودشه اون اتاق تو هم پشت دستگاتی

من موندم تو خونه تنها

خجالت می کشم ازشخجالت

دوستت دارم مامی

ببخش

بیشتر و بیشتر بهت توجه می کنم

داغون شدم 

ببخش

جبران می کنم

2.بیماری بی حالی می آورد

بی حالی بی انگیزگی می آورد

بی انگیزگی عقب افتادگی

عقب افتادگی هشیاری

هشیارم؟

اوهوم

صبح باید پاشم بعد 1 هفته سرما خوردگی و بیماری کار کنم

3.فردا بعد چندین هفته  مو چ نی عزیزو رو می بینم

4.شکر برای تمام چیزهایی که به من عطا کردی معبودم

 

شب خوش

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱۱/٤ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

اوریانا فالاچی در یک مصاحبه از وینستون  چرچیل سوال می کند

آقای نخست وزیر، شما چرا برای ایجاد یک دولت استعماری و دست نشانده به آنسوی اقیانوس هند می روید و دولت هند شرقی را بوجود می آورید ، اما این کاررا نمی توانید
 در بیخ گوش خودتان یعنی در ایرلند که سالهاست با شما در جنگ و ستیز است انجام دهید؟
وینستون چرچیل بعد از اندکی تامل پاسخ می دهد:
برای انجام این کار به دو ابزار مهم احتیاج هست که این دوابزار مهم را درایرلند دراختیار نداریم خبرنگار سوال می کند این دوابزار چیست؟  چرچیل در پاسخ می گوید!
 
 
 
اکثریت نادان  و  اقلیت خائن 
* یک ایمیل

 
 
 
نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱۱/٤ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩٠/۱۱/٤ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩٠/۱۱/۳ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

اجازه بده قبل صحبت از امروز از روزای گذشته بگم

اوهوم

اوهوم

×1نکته از پری ناز عزیزم:

"خدا به من فهموند که هیچ تکیه گاهی بزرگتر و محکم تر از خودش وجود ندارد."

می دونی از اون روزی که اینو بهم گفته وجودم یه جورایی می لرزه

نمی دونم چرا؟

اما یه جورایی انگار یه چیزیو که بهش باور داریو

بخوای بعد یه مدت دوباره بشنویشو

ایمان بیاری

حال خاصیه

آشنایی با پری ناز یکی از بهترین آشنایی هایی بود که می تونستم با یک غریبه داشته باشم

براش بهترین ها رو می خوام

بغل

×شنیدم مامی امروز پشت تلفن می گفت

به این بچه ها یک کامپیوتر و اینترنت بدی چیزه دیگه ای نمی خوان

مثل اینکه یه اسباب بازی بدی سرگرم شن

دیگه کار به کار ما ندارن

ای کاش منم سر در می آوردمو خودمو سرگرم می کردم

باورت می شه تا حالا اینقد تو زندگی از خودم خجالت نکشیده بودم ناراحت

حس کردم چقد بی تفاوتم من ناراحت

ازش خیلی خجالت کشیدم

معبودم کمکم کن تا هیچ وقت شرمنده و مدیون کسی نباشم تو زندگیم

آمین

این هفته هم که کار و کتابخونه امروزم که بیمار بودم نرفتم جلسه

فردا باید برم برا پروژه بااازاااررر

با فرزانه میریم راه آهن قرار دارم 9:30

بعدم با هم می ریم اونجا

قربون بابا جونم برم که برام بستنی خرید

قربون مامی برم که همیشه هوامو داره

قربون گلی برم که مراقبم هست

و 2 تا قربون عزیزم م   و چ ن   ی برم که مراقبمه

قربون خدا برم که محافظم بوده و هست

خدای من ازت ممنونم

به خاطر تموم چیزها

شکر

همراهم باش

کمکم کن

می دونم خیلی وقتا آدم خوبی نبودم

اما ببخش

دستمو بگیر

مث همیشه

خدایا امشب می خوام یه گل بدم عطر کنی

لذت ببری ازشبغلماچماچ

می دونی چه حالی می ده آدم به خدای خودش

از ته دلش چیزی ببخشهقلب

دوستت دارم خدای من

همیشه یاد غصه هام میفتم

کمکم کردی

خیلی وقتا درد کشیدم

ناراحت شدم

عذاب کشیدم

خدایا ممنونم از تو

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٩ساعت ۱:٠٤ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٩ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ توسط نظرات ()

 

امروز روزی بود که به هیچ کدوم از برنامه ریزیام نرسیدم

مهمون و شلوغ کاریهای راد ...ناراحت

سردرد دارم

حالام خسته

خیلی

میرم بخوابم

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢٤ساعت ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

21:

چهارشنبه از صبح تا ساعت 9 شب درگیر کار دفتر

شب:استراحت

22:

صبح :جمع و جور کردن یه سری کار

عصر: انجام دوتا امتحان سایمن

شب:دانلود یه سری فایل کتاب و موسیقی

23:

صبح برنامه آروم کردن راد و بی تابی های این بچه

ظهر:کمی برنامه ریزی برای تا پایان هفته

خبر خوب امکان ارتباط با پاتریک روhotmail

برای روز یکشنبه

الانم که ساعت 14:58 است و در خدمتم و باید به باقیه کارو فکرای این هفته برسم .

فعلایولنیشخند

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/۱٠/٢۳ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٠/۱٠/٢۳ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ توسط نظرات ()

19:

صبح کمی کار کردم

رفتم تولد بازی شیدو رها

عکس و کیک و ...

یادگاری دادن برا خداحافظی

خوب بود

بعدم عزیز حالش بد بود مامی رفت شمال

منم با بابا موندیم خونه

20:

صبح کمی کار

ناهار

بزرگداشت ا م ی ر   ک ب ی ر(سالگرد شهادت)

تقدیر از اشکان و شهرام

یه س ن د ی رو روخوانی کردند که نحوه ی تقسیم آب در تهران بوده و جالب بود

کاخ گلستان

شبم خونه سمیهراد

خوش گذشت

حالا هم لالاااااااااااااااااااااااااااااخواب

فعلاَ

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٢۱ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ توسط نظرات ()


Design By : Pichak